آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
46
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
پرآشوب سابق ، براى تجديد تشكيلات سلطنتى اختيار كرد ، شرح ميدهد و گويد ، كه اين پادشاه براى ولايات سرحدى فرمانى تعيين كرد و رياست عاليه امور را بخانواده گنونى « 1 » ( همان خانوادهاى كه در عهد ولرشك بدرجه حكومت رسيده و سمت ساقيگرى پادشاه را يافته بود ) واگذاشت و اداره امور لشگر را با همه متعلقاتش بخانواده مميكن « 2 » سپرد . « اعضاء اين دو خانواده و ساير طبقات اشراف مادون آنها ، كه عنوان حكومت يافته بودند ، حق داشتند در حضور پادشاه بر مسند جلوس كنند و علائم افتخارى بر سر بنهند . بطريق اولى رؤساء خاندانهاى بزرگ ، كه عنوان حكمرانى داشتند ، ميتوانستند بقصر شاهى داخل گشته و در هنگام صرف طعام در ميان مهمانان بر ( نهصد ) مسند بنشينند » . حال اگر اين اطلاعات و نظاير آن را درست بسنجيم « 3 » معلوم مىشود ، كه مناصب و مشاغل به اندازه مالكيت ارضى پيوستگى تام بخاندانها نداشته است . پادشاهان قوى الاراده ميتوانستهاند از راه تصرف در مناصب و مشاغل بر نجبا و اعيان مملكت تسلط پيدا كنند . از طرف ديگر مىبينيم ، كه گاهى بعضى اعيان در موقع جان دادن همه حقوق خود را ، از طرف رئيس خود ، به فرزند محول كرده ، او را وارث شغل خود قرار ميدادهاند « 4 » . بسا اتفاق ميافتاد ، كه امرا و حكام ياغى ميشدند ، ولى اگر از خانواده سلطنتى نبودند ، با وجود كمال استقلالى كه ميافتند ، نميتوانستند عنوان پادشاهى بگيرند « 5 » . هر وقت كه پادشاه قدرت داشت ، خانواده نجبائى را ، كه
--> ( 1 ) - Cnuni ( 2 ) - Mamikon ( 3 ) - از جمله فهرستهايى ، از ازمنه بعدى ، درباره ترتيب مسندها بر خوان پادشاه ، كه در « شرح زندگى نرسىپاك » ( لانگلوا ، ج 2 ، ص 25 ) و در سند مسكو ( ايضا ج 2 ، ص 27 - 26 ، حاشيه ) آمده است . ( 4 ) - مانويل سردار كل ( فوستوس بيزانسى ، لانگلوا ، ج 1 ، ص 305 ) . ( 5 ) - سنتروك Sanatruk كه از اشكانيان بود ، نام شاهى به خود نهاد ، ولى بديشخ اعظم موسوم به بكور Bakur كه مانند او علم طغيان برافراشته بود ، چون از دودمان شاهى نبود ، نتوانست به او تأسى كند ( موسى خورنى ، لانگلو ، ج 2 ، ص 135 ) .